این مطلب متنی است که انوشیروان نوشته بوده و الان در موزه ی لور
فرانسه نگهداری می شه :
۱-هرکه فرزند ندارد نور چشم ندارد.
۲-هر که برادر ندارد قوت بازو ندارد.
۳-هر که همسر ندارد عشق وناز ندارد.
۴-هر که این ۳تا را ندارد غم وغصه ندارد.![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط sahar در دوشنبه هفدهم تیر 1387 ساعت 23:27 موضوع | لینک ثابت
غربت را نباید در الفبای شهر جستجو کرد
همین که عزیزت نگاهش را به دیگری فروخت تو غریبی
نوشته شده توسط sahar در دوشنبه هفدهم تیر 1387 ساعت 11:43 موضوع | لینک ثابت
گریه کردن تا سحر کار من است
شاهد من چشم بیمار من است
فکر کردم که او یار من است
نه ! فقط در فکر آزار من است
نیتش از عشق تنها خواهش است
"دوستت دارم" دروغی فاحش است
یک شب آمد زیرو رویم کرد و رفت
بغض تلخی در گلویم کرد و رفت
این دل دیوانه آخر جای کیست؟
آنکه لیلایش منم مجنون کیست؟
مذهب او هر چه باد! باد بود
خوش به حالش که اینقدر آزاد بود
بی نیاز از مستی می شاد بود
چشم هایش مست مادر زاد بود
دیشب دو چشم خسته من تا سحر گریست
با غم نشست و با همه بیگانه تر گریست
در موج خیز گریه من نقشی از تو بود
آشفت از غم من و آشفته تر گریست
با گریه شبانه من شب شکسته شد
موج ستاره نیز غم انگیز تر گریست
من بودم و غم تو و مهتاب نیمه شب
مهتاب هم به ماتم من تاسحر گریست

نوشته شده توسط sahar در جمعه دهم خرداد 1387 ساعت 18:34 موضوع | لینک ثابت
وقتیکه قهری با من، ندینت آسون نیست
چهره غم که میشی، شنیدنت آسون نیست
بگمون دل تو جای دیگست
دل تو پیش یه رسوای دیگست
دست نذاشتی دیگه تو دستای من
دستاتم عاشق دستای دیگست
نوشته شده توسط sahar در جمعه دهم خرداد 1387 ساعت 17:44 موضوع | لینک ثابت
خیلی سخته اون کسی که گفت واسه چشات میمیره بره و دیگه سراغ از تو و نگات نگیره
خیلی سخته توی پاییز با غریبی آشنا شی اما وقتی که بهار شد یجوری ازش جدا شی
خیلی سخته دلی رو با نگات دزدیده باشی وسط راه اما از عشق یکمی ترسیده باشی
خیلی سخته بری یک شب برای چیدن ستاره ولی تا رسیدی اونجا ببینی روز شده





چقدر سخته تو چشمای کسی که تمام عشقو ازت دزدید 
و به جاش یه زخم همیشگی رو به قلبت هدیه داد زل بزنی
و به جای اینکه لبریز کینه و نفرت بشی حس کنی هنوزم دوسش داری...
چقدر سخته دلت بخواد سرتو باز به دیواری تکیه بدی
که یه بار زیر اوار غرورش همه ی وجودت له شده...
چقدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی
اما وقتی دیدیش هیچی به جز سلام نتونی بگی...
چقدر سخته پشت بهش دونه های اشک گونه هات رو خیس کنه
اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه هنوز هم دوسش داری...
چقدر سخته گل ارزوهات رو تو باغ دیگه ای ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی 
و اون وقت اروم زیر لب بگی "گل من باغچه ی نو مبارک"...




نوشته شده توسط sahar در جمعه دهم خرداد 1387 ساعت 16:56 موضوع | لینک ثابت
|
خشم
|
|
|
|
تنبلی
|
|
|
|
طمع
|
|
|
|
پرخوری
|
|
|
|
شهوت
|
|
|
|
حسد
|
|
|
|
غرور
![]() |
نوشته شده توسط sahar در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 ساعت 9:38 موضوع | لینک ثابت

زندگی چیست؟اگر خنده است چرا گریه میکنیم. اگر گریه است
چرا میخندیم. اگر مرگ است چرا زندگی میکنیم. اگر زندگی است
چرا میمیریم. اگر عشق است چرا به آن نمیرسیم و اگر عشق نیست
نوشته شده توسط sahar در جمعه دهم اسفند 1386 ساعت 17:2 موضوع | لینک ثابت
نميخوام بگم که قدر يه دنيا دوستت دارم...
چون دنيا يه روز تموم ميشه...
نميخوام بگم که مثل گلی...
چون گل هم يه روز پژمرده ميشه...
نميخوام بگم که سياهی چشمات مثل شبهای پر ستاره اس...
چون شب هم بالاخره تموم ميشه...
نميخوام بگم که مثل اب پاک و زلالی...
چون اب که هميشه پاک نميمونه...
نميخوام بگم که دوستت دارم.
..
چون منکه اصلا دوستت ندارم...
بلکه من عاشقتم...

می دونم می خوای بری
منو تنها بذاری
می دونم چشات می گن
دیگه طاقت نداریمی
دیگه تو بال و پری
واسه پرواز نداری
نوشته شده توسط sahar در جمعه دهم اسفند 1386 ساعت 16:53 موضوع | لینک ثابت
قلب خانه اي است با دو اتاق خواب در يك رنج و در
ديگري شادي زندگي مي كند. نبايد زياد بلند خنديد و
گرنه رنج در اتاق ديگري بيدار مي شود
نوشته شده توسط sahar در جمعه دهم اسفند 1386 ساعت 16:51 موضوع | لینک ثابت
زندگی را دوست دارم
اما نه در قفس
بوسه را دوست دارم
اما نه روی هوس
تو را دوست دارم
تا آخرین نفس


نوشته شده توسط sahar در جمعه دهم اسفند 1386 ساعت 16:47 موضوع | لینک ثابت
کاش در دهکده عشق فراوانی بود
توي بـازار صداقت كمي ارزاني بود
كاش اگر گاه كمي لطف به هم ميكرديم
مختصــر بود ولــي ســاده و پنهـاني بـود

نوشته شده توسط sahar در جمعه دهم اسفند 1386 ساعت 16:44 موضوع | لینک ثابت

به گل گفتم: "عشق چيست؟" گفت: "از من خوشگل تر است..."
به پروانه گفتم: "عشق چيست؟" گفت: "از من زيبا تر است..."
به شمع گفتم: "عشق چيست؟" گفت: "از من سوزان تر است..."
به عشق گفتم: "آخر تو چيستی؟" گفت: "نگاهی بيش نيستم

نوشته شده توسط sahar در جمعه دهم اسفند 1386 ساعت 16:42 موضوع | لینک ثابت

براي عشق تمنا كن ولي خار نشو. براي عشق قبول كن ولي
غرورتت را از دست نده . براي
عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع
بسوز ولي نگذار پروانه ببينه. براي
عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن . براي عشق جون خودتو
بده ولي جون كسي رو نگير .
براي عشق وصال كن ولي فرار نكن . براي عشق زندگي كن
ولي عاشقونه زندگي كن . براي
عشق بمير ولي كسي رو نكش . براي عشق خودت باش
ولي خوب باش
نوشته شده توسط sahar در جمعه دهم اسفند 1386 ساعت 16:36 موضوع | لینک ثابت
خواهی که جهان درکف اقبال توباشد
خواهان کسی باش که خواهان تو باشد
نوشته شده توسط sahar در چهارشنبه هشتم اسفند 1386 ساعت 11:52 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
|
فالنامه
|
|
|